على محمدى خراسانى
74
شرح مكاسب (فارسى)
قوله : فتأمّل : اشاره به اينست كه : غاية ما يستفاد منه ان وجود الولد و ماله لاجل وجود الاب و من بركاته ، فلا دلالة له على المرام اصلا و ابدا . و ممكن است از راه سيرهء مستمرّه ، جواز سبّ ولد را ثابت كنيم ، يعنى بگوئيم : در طول تاريخ ميان مردم چنين بوده كه والد به ولد سبّ داشته ، پس جايز است . ولى مرحوم شيخ مىفرمايد : سيره دليل لبّى است و قدر متيقن از آن ، صورت عدّم تأذّى ولد است و امّا صورت تأثّر را شامل نيست و دليل بر جواز سبّ در اين فرض نمىشود . قوله : و من هنا : برخى براى جواز سبّ متعلّم از سوى معلّم ، به سيرهء مستمرّه تمسّك كردهاند ، مرحوم شيخ مىفرمايد : جاى اين سيره نيست ، چرا كه اين سيره مال زمانهاى گذشته است يعنى زمانهائى كه متعلّم از سبّ معلم ناراحت نمىشد ، چون خود را عبد و بلكه پائينتر از عبد معلّم مىدانست . و اى چه بسا بر سبّ معلّم افتخار مىكرد چرا كه سبّ را دليل بر دلسوزى معلّم و كمال لطف او مىدانست و مىگفت : چقدر معلّم به سرنوشت من و پيشرفت من علاقهمند است و اين حرفها را به من مىزند . و امّا در زمان ما [ زمان مرحوم شيخ اگر چنين بوده ديگر واى به حال زمان ما كه تا متعلّمى به مقامى مىرسد وقتى معلّم را مىبيند ، صورت را برمىگرداند و عارش مىشود كه به معلّم تعظيم كند ، البته اينها از ضعف شخصيّت و كمبودهاى شخصيّتى ناشى مىشود و به تعبير روايات : ما من رجل تكبّر او تجّبّر الّا لذلة وجدها فى نفسه . ولى بههرحال آداب و سنن كمرنگ شده و اينست كه نوع افراد توفيقى